http://s5.picofile.com/file/8128904900/RED_BOOK.jpg

علاقه به زندگی و خوب شدن این وضعیت

فلسفه و پگاه دوباره آن

فیلسوف حکیم ارد بزرگ خراسانی و نگاه او به خردمندی و دانشوری - Orod the Great
 
الرئيسيةالبوابةاليوميةمكتبة الصورجستجوثبت نامورود

ارتباط با ما

http://s5.picofile.com/file/8128679534/red_book.jpg


المواضيع الأخيرة
» سوال از حکیم ارد بزرگ
الأربعاء أكتوبر 03, 2018 10:30 am من طرف منوچهر مفتاح

» درباره شکار بی رحمانه پرندگان مهاجر در فریدونکنار
الخميس نوفمبر 16, 2017 10:59 pm من طرف mahnaz Kaviani

» تازه ترین سخنان فیلسوف حکیم ارد بزرگ خراسانی
الثلاثاء مايو 31, 2016 8:22 pm من طرف mahnaz Kaviani

» حکیم ارد بزرگ از ارزش آزادی سخن می گوید
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 11:16 pm من طرف منوچهر مفتاح

» بزرگترین خواست همگانی چیست ؟ و پاسخ حکیم ارد بزرگ
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 10:53 pm من طرف منوچهر مفتاح

» دیدگاه حکیم ارد بزرگ درباره رخدادهای زندگی
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 10:48 pm من طرف منوچهر مفتاح

» حکیم ارد بزرگ از درهای بسته می گوید
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 10:40 pm من طرف منوچهر مفتاح

» آیا تاراج بهانه ایی برای تاراجی دیگر است ؟
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 10:34 pm من طرف منوچهر مفتاح

» خصوصیت بزرگان
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 10:24 pm من طرف منوچهر مفتاح

» عشق چگونه ارزش می یابد ؟
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 10:13 pm من طرف منوچهر مفتاح

كساني كه Online هستند
در مجموع 1 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 1 مهمان

هيچ كدام

بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 41 و در تاريخ الأربعاء أكتوبر 05, 2016 9:26 pm بوده است.
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
mahnaz Kaviani
 
Maryam Semnani
 
azadeh dadvar
 
منوچهر مفتاح
 

شاطر | 
 

 علاقه به زندگی و خوب شدن این وضعیت

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Maryam Semnani

avatar

تعداد پستها : 373
تاريخ التسجيل : 2010-04-28
العمر : 25
آدرس پستي : Tehran-Iran

پستعنوان: علاقه به زندگی و خوب شدن این وضعیت   الإثنين سبتمبر 23, 2013 11:58 pm

سلام.
اگر شوهر در زمان عقد با همسرش برخورد بدی داشته باشدو از همین اول بگوید که اگر ماموریت کاری بروم در آینده ، تو باید به خانه ی پدری ام بروی و آنجا بمانی تا وقتیکه برگردم؟این مشکل برای بنده پیش آمده که همسرم در جواب من که گفتم هر جا که راحتترم مثلا خانه ی پدری ام یا خانه ی خودم میروم می مانم تا برگردی او بگوید اصلا ماموریت نمیروم .آیا حق داره این رفتارو که مشخصه بدگمانه رو داشته باشه؟
2-8 ماهه که عقد کردیم بخاطر اینکه یک ماه و نیم با پدر و مادرم مسافرت رفتم و حتی خودش هم رضایت داده بود ولی بخاطر دوری از من رفتارش با من تند شد و دیگر اون محبت و علاقه ی اولیه رو نداره .من هم چون خانواده ام در شهر دورتری صاحب منزل هستن و در شهر شوهرم خانه ی اجاره ای به دلیل شغلشان دارند و در شهر والدینم که در شمال هست در حال تعمیرات منزل به دلیل ترکیدن لوله ی آب بوده اند و باعث شد چند دیوار رو بردارند تا تعمبر بشه و موقعیت برگشت زودتر نبود و نامزدم اصرار می کرد و نهایتا تهدید که اگر نیایی زودتر دیگه کاری بهت ندارم خیلی روح و روانمو آزرده کرده.و الان که به لرستان که شهر نامزدم هست برگشتیم هیچ گونه علاقه ای نشون نمیده بمن و فقط تندی و درشتی نه تنها بامن بلکه با والدینم میکنه.و باعث شد زیر شرایطی که قبل از ازدواج به من قول داده بود بزند .شرایطم ادامه تحصیل و در صورت قبولی در مقطع ارشد هرجایی باشه موافق هست و شرط دیگه اش شریک نبودن با والدینش در مورد مسکن.حتی طبقه ی بالای خونه ی پدری اش و حتی روبرو.قبل عقد در زمان خاستگاری مازبانی این قولهارو به هم دادیم و حتی بین خانواده ها هم رد و بدل شد و لفظا قول دادن .ولی الان هم پدرش و هم نامزدم زیر حرفاش زده.که من همین یک پدر و مادرو دارم و هرگز ازشون جدا نمیشم.در آینده باهاشون زندگی می کنم.البته حرف شنوی زیادی از پدرش داره .هر چی بگه انجام میده حتی مسافرت رفتن رو باید از پدر اجازه بگیره.ولی قبلا گفت مستقلم و انعطاف پذیرم .من نمیدونم چکار کنم.زندگیمو دوست دارم .دوست ندارم زندگیم خراب شه و آبروم پیش دوست و آشنا بره.روحیه ی خودمو مطمئنم میبازم اگه جدایی در پیش باشه.بیشتر مشکلات رو خانوادهی شوهرم ایجاد میکنن.فشار بهش میارن و اون هم رفتارش بد میشه .فقط و فقط میگه تو اشتباهو خطاها و کوتاهییهایی که در حق من کردی رو باید قبول کنی.و این یک و نیم ماه تمام خانواده اش اونقدر ذهنشو خراب کردن که حتی اجازه ندادن دو روز مرخصی بگیره بیاد شمال منو ببینه .ولی میگه خودم نیومدم لج کردم.اگه میدونستم این مدت دوری اینطور رفتارش تغییر میکنه هیچوقت نمیرفتم.
پدرش بی حرمتی زیادی در منزل ما به من و خانوادم کرد .که 8 ماهه زندگی نمیتونیم بکنیم.عمرمون تلف شد.ایشون یادمه قبل عقد زمان خاستگاری گفتن 5میلیون جهیزه برای پسرم میگیرم و 5 میلیون پول رهن منزل برا پسرم ولی اینمدت گفته من قولی ندادم .خونه سازمانی جور کرد برا پسرش و تماس گرفت که خونه آمادس وسیله هاتونو بدین ما چون در شمال بودیم و در تعمیرات نتونستیم و پدرم گفت شما 5 تومن وسیله رو ببرین ماهم اومدیم جهیزیه دخترو میاریم و رسم داریم که جهیزیه رو صورت میکنیم..عصبانیت و دعوا و بحث ها همش از اینجا شروع شد.باعث شد نامزدم بامن بد بشه.حتی جدیدا گفته مراسم عروسی نمیگیرم فقط یک مجلس زنانه در خونه ی خودمون بعنوان پاتختی و ماه عسل.درحالیکه قبل رفتنم به شمال و قبل بحث باباش باهم برنامه ریزی کردیم و چندجا برا خرید وکرایه لباس رفتیم.

من بااین اوضاع چکار کنم؟ازتون خاهش میکنم راه حل منطقی بهم نشون بدین.
3 -نامزدم گفت اگه بری ارشد بگیری ازکجا معلوم فردا منو ول نکنی .خیلی برام سنگین تموم شد خوردم کرد بااین اوضاع و حرفاش جلو جمع باز من کوتاه اومدم و قبول کردم بعد چند روز.و اینمدت گفتم منم صحبت های اساسی باهات دارم همونطور که تو حرفتو گفتی منم میخام بگم تا به یک نتیجه ای برسیم بریم بیرون پارکی .ولی اصلا توجه نکرد و فرداش گفت بیا منزل ما ناهار .صبح میبرمت منزلمون بعد از ظهر من میام خونه باهم میریم بیرون. بدون توجه به اینکه حرفای سنگینی در منزل ما به من و خانوادم زد فقط خودشو میبینه و حرف منو گوش نمیکنه. پدر من گفت اصلا صلاح نیست بری احتمالا نقشه ای کشیدن که نه مراسم بگیرن نه چیزی همینطوری منو ببرن خونه ی شوهر.خیلی اذیت شدم.راهیی نشونم بدین.باعث شد این رفتارا که من از طریق یک واسطه که خودشون آوردن شرایط نهاییمو بهش انتقال بدم که باید تعهد بده در جمع و ثبتی اش کنیم قول و قرارهاشوکه مستقل باشه در بحث فکری و مالی و مکان نزدیک خونه اش نباشه محل زندگیمون.و هیچکس حق دخالت در زندگیمونو نداره و کار و ادامه تحصیل.فراهم کردن محیط برا درس خوندن و قبولی در این شهر

من علاقمو بهش نشون دادم با کنار گذاشتن ارشد دانشگاه .اونم روزانه.که یکی از شروط ازدواجم بوده .(اشتباهی که کردیم ثبتی این قول و قرارهارو نگرفتیم و سند نداریم و فقط اطمینان به حرفشون کردیم بخاطر اینکه بهشون اعتماد کردیم)اگه نامزدم شرایطمو قبول نکرد همون شرایطی که زمان خاستگاری پذیرفته بود رو دوباره قبول نکرد یعنی چی؟ اینجا من باید چکار کنم؟ یک راهی که زندگیمو خراب نکنه نشونم بدین.گفتم بهش که تو بمن اطمینان نداشتی اون حرفو زدی که پیشرفت کنی منو ول میکنی .. بخاطر علاقه م بهش ارشذو کنار گذاشتم.حالا خودش میگه شما بمن اطمینان ندارین که تعهد میخایین بگیرین.گفته باید چند روز فکر کنه.هنوز نتیجه نداده.
هرجور فکر میکنم اشتباهی مرتکب نشدم.پدرش گفت تو از اول پسر منو نمیخاستی وگرنه یک ماه ونیم نمیرفتی اگه پشیمونی مشکلی نیست.واقعا نگرانم..
لطفا کمکم کنید من زندگیمو دوست دارم.

پاسخ حکیم ارد بزرگ :


متاسفانه عنان اختیار ارتباطات شما و همسرتان دیگر در اختیار شما نیست . هم شما و هم ایشان خودتان نیستید . شما زبان گویای پدرتان و ایشان نیز حرفهای پدرش را تحویل شما می دهد .
این اسمش ارتباط درست نیست .
آنگونه که از نوشته شما بر می آید واسطه های دیگری نیز هستند .
با این روال ، این بزرگترها زندگی شما را نابود می کنند ...
دوران عقد باید بسیار کوتاه باشد .
بعضی حرفها با اندیشه اُرد سازگار نیست : عروسی و یا ماه عسل ! ... می خواهید شادی کنید یا هم را لای منگنه قرار بدهید ؟! هر کدام که دوست داشتید ...
خانه سازمانی و یا غیر سازمانی ؟ شما همسرتان را قبول کرده اید این حرفها یعنی چه ؟
چرا از ادامه تحصیل خود گذشتید ؟ این هم اشتباست ، زن و مرد هر دو کوشش می کنند برای رشد زندگی ، نه آنکه رشد کنند تا از هم جدا شوند .
چند روزی با خود خلوت کنید آنگاه با همسرتان تماس بگیرید و منطقی درباره آینده با ایشان گفتگو کنید . به او بگویید اگر براستی می خواهد زندگیتان پا بگیرد خودش باشد و بیاید زودتر از عقد در بیایید و جای دور  از خانواده پدری اش زندگیتان را آغاز کنید .


_________________


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
mahnaz Kaviani

avatar

تعداد پستها : 449
تاريخ التسجيل : 2010-04-28
العمر : 30

پستعنوان: رد: علاقه به زندگی و خوب شدن این وضعیت   السبت يناير 17, 2015 12:12 pm

پند و اندرز نادرست ، موجب نفرت همیشگی دیگران ، از ما می شود .  حکیم ارد بزرگ


آن که پند و اندرز نمی پذیرد ، خیلی زود گرفتار می شود .  حکیم ارد بزرگ


آدمهای نادان ، بسیار زود در مورد دیگران ، داوری و قضاوت می کنند . حکیم ارد بزرگ


سخن مهر آمیز و دلگرم کننده ، می تواند از فانوس کوچک ، ستاره بسازد .  حکیم ارد بزرگ

 
واژه ها سرشار از آموزه هاست ، ارزش آنها همپای زندگی است .  حکیم ارد بزرگ  


همواره نگاهمان بر روشنایی باشد و راستی ، اینگونه راههای آینده ، روشن است و هموار .  حکیم ارد بزرگ


بینشی که همه چیز را خوب و یا بد می پندارد ، درست نیست . باید ترازوی خرد و اندیشه را ، همواره در زندگی به کار گرفت .  حکیم ارد بزرگ


کسی که خود را دوست ندارد ، به سادگی به جایگاه و حریم دیگران نیز ، یورش می برد . حکیم ارد بزرگ


نابکارترین آدم ها ، برای رشد خود ، به جایگاه دیگران می تازند .  حکیم ارد بزرگ


اگر پنداری توان پیش بردن ما را نداشته باشد ، همان بهتر که زودتر رهایش کنیم .  حکیم ارد بزرگ


رویا پردازی که کارآفرین هم باشد ، می تواند سرچشمه دگرگونی های بسیار شود .  حکیم ارد بزرگ


پندار های خواب و بیداری ما ، اگر ادامه یابند و با کار همراه شوند ، بی شک کم کم ساخته خواهند شد .  حکیم ارد بزرگ

_________________
سخن نیک بزرگان ، راه رسیدن به خوشبختی را کم می کند ، و سخن نادانان تباهی را نزدیک می سازد . 
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
علاقه به زندگی و خوب شدن این وضعیت
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
فلسفه و پگاه دوباره آن :: لیست پاسخ های حکیم ارد بزرگ به پرسش های همگانی-
پرش به: